* دانش آموز بسياري از امور را كه ديدني نيست از راه ديده مي آموزد ، مثل صدق و صفاي دروني ، شرافت نفساني ، نجابت اخلاقي ، وقار معنوي ، خندة طبيعي ، نگاه كردن طبيعي ، گوش دادن طبيعي و بالاخره ز ندگي طبيعي . * در تربيت ديني بايد پرورش حس مذهبي و رغبت ديني ، مقدم بر اطلاعات و دانش ديني باشد . * قبل از تمايل ، پذيرش و تقاضاي متربي ، از انتقال پيام تربيتي خودداري كنيد . * حدّ فراگيري مفاهيم تربيتي هر كودك ، خود اوست ، از تحميل و تراكم مفاهيم فراتر از ظرفيت او بايد اجتناب كرد . * در ارائه الگوي تربيتي مورد نظر سعي شود مواردي را در معرض كودك قرار دهيم كه او به طور خودانگيخته به آن ها نياز دارد .

* كودكان بايد نسبت به نوع رفتارهاي تربيتي كه از آنان انتظار داريم شناخت كافي داشته باشند . * تربيت هرگز در يك بُعد متمركز نمي گردد بلكه هموار جنبه هاي عقلاني ، عاطفي ، اخلاقي ، اجتماعي ، جسمي ، علمي و ... در پرورش و جامعيّت بخشيدن به آن دخالت دارند . * مايه هاي تربيت صحيح در درون انسان ذاتاً وجود دارد و بايد از طريق خوديابي ، خودفهمي و خود رهبري ، آن ها را كشف و تقويت كرد . * مفاهيم تربيتي را با زندگي واقعي كودك ، با تجربيات روزمره و با نيازها و خواست هاي او همراه سازيد ، قطعاً تأثيرگذاري آن ها پايدار و مستمر خواهد بود ( في كل تجربه موعظه ، العاقل مَنْ و عظته التّجارب . علي – عليه السلام ) . * در اندرزهاي تربيتي ، سخن دل پذير را با دل سخن پذير همراه سازيد ، مطمون باشيد كه بر دل نشيند و از كام نيفتد . * تربيت بايد امري شخصي ، دروني ، فاعلي و در بيش تر موارد اختياري و آگاهانه باشد كه توسط خود كودك و بدون اجبار و اكراه انجام پذيرد . * هزار سخن از بيرون بگوي ، تا از درون مصدّقي نباشد سود ندهد . پس تربيت بدون آمادگي رواني و عاطفي    ضد تربيت است . هم چنان كه درختي را تا ريشه درتري نباشد اگر هزار سيل آب بر او ريزي سود ندارد و اگر همة عالم نور گيرد تا در چشم نوري نباشد هرگز نور را نبيند. * هنر مربي ، پرورش حس نياز در متربي است به آن چه مربي خواهان آن است .* « تا كه از جانب معشوق نباشد كششي ، كوشش عاشق بي نتيجه است . * پيامدهاي تربيت اگر با مراحل تربيت همراه نگردد ، اثر گذار نخواهد بود . * مؤثرترين و پايدارترين اثرات تربيتي در غيرمستقيم ترين روش هاي تربيتي است . * در تربيت اصيل ، الگوهاي عملي مؤثرتر از آموزش هاي كتابي است . * پايدارترين نگرش هاي تربيتي ، طبيعي ترين ، ساده ترين و صميمي ترين آن هاست  * تربيت واقعي كودك بايد خودانگيخته به جاي دگرانگيخته ، طبيعي به جاي قراردادي و وضعي ، اكتشافي به جاي اكتسابي ، تدريجي به جاي دفعي ، دروني به جاي بروني و نمايشي به جاي آموزشي باشد.  * كودك در خانواده به هيچ وجه خودش نيست . همه چيز را اقتباس مي كند و آن چه را كه متناسب با سن او نيست ، تقليد مي كند .* تا اشتباه نكنيم ياد نمي گيريم ، يادگيري در بعضي مواقع حاصل آزمايش و خطاست  * هر دانش آموزي به سبك خود ياد مي گيرد ، به سبك او احترام بگذاريم . * خير انسان در تفاوت هاي فردي است ، به اين تفاوت ها احترام بگذاريم . * اهميت اين كه دانش آموز چيزي را با اكراه ياد نگيرد بيش تر از اهميت دانشي است كه بايد بياموزد . * تربيت فقط افزايش نيست بلكه كاهش نيز مي تواند در پيشرفت اهداف تربيت دخالت نمايد. * مراحل ترببت عبارت اند از « تخليه ، تحليه ، تجليه » * كودك بايد به نحوي تربيت شود كه اعمال خوب و سهولت از او سر بزند . * تا محيط روحي و ذهني كودك مناسب و مساعد نباشد ، تربيت را اثري نيست . * تعليم و تربيت بايد هميشه آدمي را از برترين جنبه اش تحت تأثير قرار دهد . * براي كودك ، رشد و تحول عبارت است از رهايي بي وقفه از وجود ديروز خويش .  * كودك بايد راهش را شخصاً در لابه لاي دشواري ها جست و جو كند . موضوع به هيچ وجه فربه ساختن ذهن نيست ، بلكه آزموده و كاركشته كردن آن است .

منابع :  دكتر عبدالعظيم كريمي