كه او فردي شايسته و ارزشمند است اين احساس ارزشمندي در نوجواني نيز در برداشتي كه فرد از خود دارد تداوم مي يابد . نوع كنترلي كه بزرگسالان از نوجوان به عمل مي آورند در عزت نفس او موثر است . جيكاس و سيف ( 1990 ) از سه نوع كنترل صحبت مي كند . اول ، حمايت متعادل از نوجوان در رفتار و تصميم گيري هاي او . دوم گوشزد كردن نتايج اعمال نوجوان به وي ( كنترل القايي ) و هدايت غير مستقيم نوجوان براي اين كه او بتواند شخصاً به نتيجه گيري برسد .

در اين دو روش بزرگسالان اين تفكر را به نوجوانان القا مي كنند كه او توانايي ارزشيابي رفتارها و نتيجه گيري درست از اين ارزشيابي و قدرت تصميم گيري براي اصلاح رفتار خود را دارد . چنين حمايتي منجر به افزايش عزت نفس در نوجوانان مي شود .

نوع سوم ، كنترل اعمال فشار از جانب بزرگسالان است كه آنان سعي مي كنند با فشارهاي فيزيكي و رواني يا پايين آوردن حيثيت اجتماعي نوجوان وايجاد محدوديت در برآورده شدن نيازها و اميال او رفتارش را جهت بدهند چنين روشي مسلماً بر عزت نفس نوجوان تاثير منفي مي گذارد .

عزت نفس با جنبه ارزشيابي از مفهوم خود در طول سالهاي نوجواني با رشد بيشتري ادامه دارد . هم زمان با ايجاد تفاهم مربوط به خويش نوجوان به برآورد كردن نظراتي كه نسبت به خود دارد مي پردازد . به اين ترتيب بر ارزشيابي هاي قبلي از خود كه تامل       شايستگي هاي درسي ، توانايي هاي بدني بود چندين جنبه جديد اضافه مي شود كه از جمله دربرگيرنده دوستي نزديك با ديگران جاذبه هاي رومانتيك و صلاحيت هاي شغلي است . اين جنبه هاي جدي ارزشيابي از مفهوم خود ، حاكي از اهميت دستيابي به عزت نفس دراين دوره است ( هارتر ، 1990 ) .

2- جنسيت :

ناتلمان 1987 از پژوهش هاي طولي كه روي 300 نوجوان 12 تا 16 ساله پسر و دختر در مدارس دوره هاي راهنمايي و متوسطه به منظور مقايسه عزت نفس دختران و پسران در آمريكا انجام داده است . به اين نتيجه رسيده كه نمره عزت نفس پسران كلاس اول راهنمايي تا دوم نظري افزايش يافته است در حالي كه پسران نوجوان از رشد عزت نفس بالايي برخوردار بودند . رشد عزت نفس دختران در اين سالهاي نوجواني تغيير محسوسي پيدا نكرده است .

در حالي كه عزت نفس پسران نوجوان در طول 5 سال اول نوجواني از رقم 72/3 ( در مقياس 5 درجه اي ) به 30/4 رسيده و اين تفاوت كاملاً معني دار بود . ولي عزت نفس دختران در طول آن 5 سال تغييري نكرده و در رقم 10/3 باقي مانده است .

اين تغييرات در عزت نفس نوجوانان جدا از بيان تفاوت بين پسران و دختران كه جاي تامل و علت جويي و بررسيهاي بيشتري را دارد ، نشانه ديگري است از اين كه در دوره نوجواني عواطف فرد و برداشتي كه او از خود دارد گسترش مي يابد و بر احساس غرور و افتخار خاصه در پسران در اين دوره افزوده مي شود ( پاورز وهمكاران ، 1989) .

برخي از دلايلي را كه در جامعه غربي براي كم تر بودن عزت نفس دختران برشمرده اند حساسيت و نگراني انان درباره جذابيت هاي بدني خود و اطمينان كم تر درباره تواناهايشان است (برگ ، 1999) .

3- زمينه هاي زندگي اجتماعي و فرهنگي :

عزت نفس نوجوانان با زندگي اجتماعي – فرهنگي آنان مرتبط است براي مثال محيط گرم و حمايت كننده در خانواده و انتظارات سنجيده والدين و ساير بزرگسالان از    توانايي ها و امكانات نوجوانان و حرمت گذاشتن و اهميت دادن به آنان باعث رشد عزت نفس مي شود ( استاينبرگ و همكاران ، 1995 ) نوجواناني كه مورد حفاظ افراطي قرار مي گيرد و فرصتي براي دست و پنجه نرم كردن با مسايل زندگي شان پيدا نمي كنند ، نيز عزت نفس اندكي به دست مي آورند و رسيدن به استقلال براي آنان با دشواري و تأخير صورت خواهد گرفت . همين طور ، اگر حمايت والدين و بزرگسالان از نوجوان مشروط باشد ( مثلاً در ازاي دستيابي وي به معيارهاي رفتاري يا درسي خيلي بالا مورد تائيد قرار گيرد ) بطور طبيعي مي تواند به آن معيارها برسد در هر يك از رفتارهاي خود احساس ناتواني و شكست مي كند و قادر نيست كه رفتارهاي خود را عادي و ناشي از طبيعت سن و سال و امكانات خود بداند .

نوجواناني كه در واكنش به حكم ارزش شمرده شدن وسط ديگران به رفتارهاي نسنجيده و خظا دست مي زنند ،در واقع از نداشتن عزت نفس رنج مي برند و چون خود را ارزشمند نمي بينند ، هم به  رفتارهاي نادرست ادامه مي دهند هم نسبت به آينده ي خود بدبين هستند . اين وضعيت آنان را دچار افسردگي مي كند (هارتر و همكاران ، 1966 ) .

عزت نفس نوجوانان از محيط بزرگ تر زندگي اجتماعي – فرهنگي نيز تأثير مي پذيرد . نوجواناني كه در محيط فقر اجتماعي – فرهنگي زندگي مي كند و با تفاوتها و        تبعيض هاي اقتصادي – احجتماعي مستقيماً مواجه هستند در مقايسه با كساني كه برخوردار ي از امكانات اطلاع  روشني از تفاوت ها و تبعيض ها ندارند ، عزت نفس پايين تري را تجربه مي كنند ( روزنبرگ ، 1988 ) .

نقش و اهميت عزت نفس در نوجوانان :

عزت نفس قوي براي نوجوانان و جوانان اهميت اساسي دارد اين كيفيات رواني ، كه به تدريج و اندك اندك شكل مي گيرد وسيله بقاي روح آدمي است و پايه بهداشت روان ، شايستگي هاي ارتباط و سازگاري اجتماعي ، پيشرفت تحصيلي ، بلند طبعي و آرمان شغلي و اجتناب از ارتكاب جرم مي شود

 پيشرفت تحصيلي :

شواهد بسياري در پيشرفت تحصيلي وجود دارد كه نشان مي دهد عزت نفس با پيشرفت تحصيلي همبستگي دارد و اين همبستگي متقابل است .

دانش آموزان و دانشجويان موفق احساس ارزشي شخصي بيشتري از افرادي دارند كه در درس و كار خود موفق نيستند ( گارزارلي و همكاران ، 1993 ) همچنين كساني كه پيشرفت تحصيلي بهتري دارند از عزت نفس بالاتري نيز برخوردارند ( ليو و همكاران 1992 ؛ مبويا ، 1989 ) يكي از دلايل اين وضع آن است كه شاگرداني كه به خود اطمينان دارند داراي جرات بيشتري براي تلاش كردن هستند و انگيزه قوي تري دارند كه به آنچه مي خواهند برسند  و شاگرداني كه نگرش منفي درباره خود دارند  توانايي و هوشمندي و دقت خود را كمتر از آنچه هست ارزيابي مي كنند و با اين محدوديت تا وضع بدتري نيز در كار و درس خود بوجود مي آورند (فنزل 1994 )

پژوهشي كه ميجلي و اوردان ( 1995 ) در مورد 256 دانش آموز نوجوان بعمل آورند نشان داد كه دليل اصلي عدم پيشرفت آنان اين نيست كه استداد كافي ندارند بلكه آان با تعلل كردن شانه خالي كردن عمدي از درس خواندن ، به ديگران اجازه دادند كه آنها را از درس باز دارند و در استفاده از مكانيسم هاي دفاعي مشابه از وقت و توانايي خود استفاده نمي كنند .

پژوهشهاي ديگر حاكي از آن است كه شركت فاليتهاي فوق برنامه ي ورزشي و علمي و فرهنگي در رشد عزت نفس نوجوانان و جوانان دانش آموزان تاثير مثبت دارد .

آنچه از نتايج پژوهشهاي ( فرتمان و چاب، 1992 ؛ استيتز و آون، 1992 ) و از برخي پژوهشهاي ديگر بر مي آيد اين اس كه ارتباط عزت نفس با پيشرفت تحصيلي ب حسب اينكه فرد در چه نوع ارتباطي با همسالان قرار دارد ، تفاوت مي كند وقتي كه دوستان نوجوان افرداي باشند كه نه تنها تمايلي به درس خواندن ندارند بلكه افراد درس خوان را از خود به حساب نمي آورند اين نگرش باعث بي توجهي نوجوان و پيشرفت هاي تحصيلي خواهد شد

آرمان شغلي :

براي برخي از نوجوانان ، آرمان شغلي ، بلند پروازي شغلي و گزينش يك رشته معين كوششي است كه با عزت نفس خويش آن را محقق مي سازد اين آرزو و كوشش در راه تحقق آن باعث بالا رفتن عزت نفس و نيز برعكس آن مي شود ( چيو 1990 ؛ مانسون ، 1992 ) همچنين خانم هاي جواني كه شغلي دارند و هم ازدواج كرده اند در مقايسه با خانم هايي كه ازدواج كرده ولي فقط خانه دار هستند عزت نفس بالاتري دارند .

آرمان هاي تحصيلي و شغلي نوجوانان با زمينه هاي خانوادگي و اجتماعي اقتصادي آنان نيز ارتباط دارد مثلاً ساريگياني و همكاران (1990 ) نشان داده اند كه نوجوانان و جوانان روستايي و آنان كه به طبقات پايين تر اجماعي تعلق دارند خود پنداره ي ضعيف تري در مورد آرزوهاي تحصيلي و شغلي خود هستند .

راههاي تقويت عزت نفس در نوجوانان:

كمك به فرزنئد خود در پرورش عزت نفس بالا مهمترين وظيفه ي والدين است بعنوان يك پدر و مادر شما تاثير نفوذ اوليه اي داريد بر آن چه فرزندتان درباره ي اعتماد به نفس خودش احساس مي كند شما آيينه اي از هويت او هستيد و شما مي خواهيد فرزندتان احساس كند ارزشمند است تا عزت نفس بالا داشته باشد كودكان داراي اعتماد به نفس بالا اوقات بهتري در زندگي دارند .

ايجاد يك باز تاب مثبت به اين معنا نيست كه به فرزندتان اجازه دهيد تا خانواده را روي انگشت خود بچرخاند يا هر كاري كه انجام مي دهد تاييد كنيد بلكه به معناي اين است كه شما عزت نفس مثبتي به وجود آوريد .

گوش دادن اساس عزت نفس فرزند شما :

زماني را انتخاب كنيد تا بتوانيد با حداقل بي دقتي به فرزند خود كاملا توجه كنيد مودك خود را با پرسيدن چند سوال آزاد دعوت به صحبت كنيدسوالاتي كه نتوان بابلي يا خير پاسخ داد سپس رد او را دنبال كنيد زماني كه نتواند وقت بگذاريد تا به فرزند خود توجه كنيد او احساس مي كند براي شما اهميت ندارد ، كسل كننده است و يا به اندازه كافي خوب نيست و در نتيجه از عزت نفس كمتري برخوردار مي شود

گوش دادن فعال موجب عزت نفس مي شود :

به فرزند خود توجه كنيد سوالاتي بپرسيد و عبارات ا تعبير و بازگو كنيد به خاطر داشته باشيد كه با چشمان خود نگاه كنيد ( بحث را ببينيد به احساسات ، حالات و تن صداي خود توجه كنيد ) در صورت لزوم به فرزند نوجوان خود كمك كنيد تا عباراتي براي توصيف احساساتش پيدا كند خودتان را با جزييات آشفته و سر درگم نكنيد فقط به نكته ي اصلي داستان گوش كنيد و اظهار نظري در مورد آن نكته داشته باشيد سعي نكنيد كارها را تثبيت كنيد كودكان معمولا مي خواهند در يك تجربه سهيم شوند ن اينكه راه حل بشنوند يادگيري براي حل مشكلات خودشان نيز موجب عزت نفس مي شود .

تعريف كنيد بدون آنكه براي ايجاد عزت نفس بيش از حد تحسين كنيد .

تعريف كردن چيزي است كه به كودكان اين پيغام را مي دهد كه آنها پذيرفته شده و از آنها تقدير مي شود آنها ياد مي گيرند خود را تحسين كنند و تلاش ها و استعدادهاي خود را به رسميت شناخته و با ارزش بدانند از سوي ديگر تغريف بيش از حد فشار ايجاد مي كند تا كودك را « باهوش ترين بهترين و شگفت انگيز ترين » نشان دهد .

سازگاري اجتماعي :

شايستگ ارتباط گيري وسازگاري اجتماعي افرادي كه خدا نگاره ي ضعيف وعزت نفس پايين دارند چندان زياد نيست وفقط از دو موضع ضعف مي توانند با ديگران ارتباط بگيرند .ويا از موضع ضعف ودونبال روي ويا از موضع قدرت كاذب وخوار كردن ديگران .استقلال نفس وايمان به انسانيت خود وديگران در اين افراد بسيار ضعيف است وبه همين دليل سازگاري اجتماعي آنان اندك است .

براي آنكه فرد از جانب ديگران پذيرفته شود ،بايد قبل از هر چيز اعتماد به نفس داشته باشد وبتواند با اطمينان خاطر وبدون خوار   كردن ديگران آنها را چنانچه هستند بپذيرد وحرمت وكرامت انساني آن را پاسداري كند .به اين ترتيب،معلوم مي شود كه بين قبول خود (خدا نگاره مثبت وعزت نفس بالا )وقبول ديگران (سازگاري اجتماعي )رابطه محكمي وجود دارد .

يكي از نشانه هاي اغتشاش هويت در نو جواني وجواني اين است كه فرد نتواند دوستاني براي خود ايجاد كند ونتواند با افراد ديگر رابطه شايسته برقرار كند .عدم شايستگي در ارتباط گيري وسازكاري اجتماعي به صورتهاي گوناگوني خود نمايي مي كند .نتيجه اين وضع  است كه اين نو جوانان وجوانان به احساس تنهايي وبي كسي شديدتر دچار مي شوند .

اجتناب از ارتكاب جرم :

بين عز نفس واجتناب  از ارتكاب جرم نيز رابطه همبستگي قوي وجود دارد .نو جواناني كه مرتكب جرم مي شوند ،عز نفس پايينتري از ساير جوانان دارند وچه بسا اعمال مجرمانه آنان با براي اجتناب از احساس انكار خويش ويا نوعي جبران خدانگاره ي ضعيف آنان باشد .نز ديكتر شدن اين گونه نو جوان به افراد مشابه خود نيز راهي است كه اين فقر خدا نگاره را كاهش دهند .به اين ترتيب ،عزت نفس بالا سپر حفاظتي مهمي براي رفتار درست وباعث كاهش رفتارهاي خلاف خواهد شد .